اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

413

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

عبد الله بن ابى بن سلول همانكه معظم آن را در عهده داشت [ 1 ] و حمنه دختر جحش خواهر زينب دختر جحش را تازيانه زد و بنى مصطلق باسلام در آمدند و اسلام خود را نزد رسول خدا پيام دادند ، پس وليد بن عقبة بن ابى معيط را براى گرفتن زكاتهاشان فرستاد ، و او نزد رسول خدا بازگشت [ 2 ] و خدا اين آيه را فرستاد : * ( يا ايها الذين آمنوا ان جاءكم فاسق بنبإ فتبينوا ان تصيبوا قوما بجهالة فتصبحوا على ما فعلتم نادمين ) * ، [ 3 ] » اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ، اگر فاسقى شما را خبرى داد ، پس رسيدگى كنيد تا مبادا بنادانى بر مردمى بتازيد و بر آنچه كرده‌ايد پشيمان گرديد . « غزوه حديبيه [ 4 ] سپس غزوه حديبيه بود ، رسول خدا در سال ششم همراه مردمى به قصد عمره بيرون رفت و براى كعبه هفتاد شتر قربانى همراه برد و يارانش نيز شترانى بردند و مسلح بيرون شدند ، پس قريش او را از كعبه بازداشتند ، گفت به قصد نبرد بيرون نيامده‌ام و تنها آهنگ زيارت اين خانه دارم . و رسول خدا در خواب ديده بود كه به خانه در آمد و سر تراشيد و كليد را گرفت . پس قريش ، مكرز بن حفص را پيش او فرستادند ليكن رسول خدا از سخن گفتن با او امتناع كرد و گفت : هذا رجل فاجر ، » اين مردى نابكار است . « ديگر بار حليس بن علقمه از بنى حارث بن عبد مناة را نزد او فرستادند و او از قومى اهل زهد و عبادت بود ، و چون شتران قربانى كعبه را ديد كه كركهاى خود را خورده است ، بازگشت و گفت : اى گروه قريش من چيزى ديدم كه بازداشتن آن از كعبه روا نيست . پس عروة بن مسعود ثقفى را فرستادند و با رسول خدا سخن گفت و رسول خدا به او گفت : يا عروة ، ا فى الله ان يصد هذا الهدى عن هذا البيت ، » آيا خدايى است كه اين شتران قربانى از اين خانه بازگردانده شود ؟ « پس

--> [ 1 ] ر . ك . سوره نور ، ى 11 . [ 2 ] و بدروغ گزارش داد كه آنان از دادن زكات امتناع ورزيدند . و رسول خدا در خشم شد و خواست بجنگشان رود . [ 3 ] س حجرات ، ى 6 . [ 4 ] ل : ص 54 . ( در سال ششم : سنة الاستيناس ) .